|
غزل بونه (زال و بور)
تو سَرُ زلفتِ آب و شونه كِردي زال و بور
تو خرابِي دل خونُم خونه كردي زال و بور
رودخونِي خشك چيشامِ بو زمسّون غمِت
زدي سررفته ترين رودخونه كِردي زال و بور
دلِ بِرشيدمِ سي كن تو تنور هوست
كه بودوني چه خميري چونه كردي زال و بور
بس كه تيپاش زدي و خونه به خونش كردي
دلم سنگ سرِ شيش خونه كِردي زال و بور
مَتَلَك نَندو نه تو ماري و نه من پودونم
اگه نه چِر تو سينِي من لونه كِردي زال و بور؟
روتِه برگردون و اشكامِ نيگا كن پس رات
تو بيبيني جه اناري دونه كردي زال و بور
تو خودت خواسّي ديوال باشه ميون من و تو
ديگه چر خواسّ خدا رِ بونه كِردي زال و بور؟
بازگشت به اشعار
|